اقتصاد کلان۸ دقیقه مطالعه

تورم و نرخ ارز؛ کدام یکی جلوتر حرکت می‌کند؟

جمله «ارز گران شد چون تورم داریم» به همان اندازه رایج است که جمله «تورم داریم چون ارز گران شد». هر دو تا حدی درست‌اند و همین، بحث را گیج‌کننده می‌کند.

نمودار ستونی تورم سالانه
تورم انباشته، کف بلندمدت نرخ ارز را جابه‌جا می‌کند؛ اما مسیر کوتاه‌مدت را نه.

دو مسیر اثرگذاری

مسیر اول از تورم به ارز است. وقتی حجم پول سریع‌تر از تولید رشد می‌کند، قدرت خرید پول داخلی کم می‌شود. اگر قیمت همه چیز — از مسکن تا نان — بالا برود، طبیعی است که قیمت ارز هم که خودش یک کالاست بالا برود. این مسیر کند و بلندمدت است و معمولاً در بازه‌های چندساله خودش را نشان می‌دهد.

مسیر دوم از ارز به تورم است. در اقتصادی که بخش زیادی از مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای وارداتی است، گران شدن ارز مستقیماً هزینه تولید را بالا می‌برد. این مسیر سریع است؛ گاهی چند هفته طول می‌کشد تا در قیمت‌های خرده‌فروشی دیده شود.

چرا هر دو طرف احساس می‌کنند حق با آن‌هاست چون در بازه‌های زمانی متفاوت نگاه می‌کنند. در افق چندساله، تورم علت است. در افق چندماهه، ارز علت است. هیچ‌کدام کل ماجرا نیستند.

نقش انتظارات

یک عامل سوم هم هست که هر دو مسیر را تقویت می‌کند: انتظار تورمی. وقتی مردم فکر می‌کنند سال آینده گران‌تر است، امروز خرید می‌کنند و فروشندگان امروز قیمت را بالا می‌برند. همین رفتار، تورمی را که انتظارش می‌رفت می‌سازد. در بازار ارز این چرخه سریع‌تر بسته می‌شود، چون خرید ارز از خرید مسکن یا خودرو آسان‌تر است.

یک قاعده تقریبی و محدودیت‌هایش

قاعده‌ای وجود دارد که می‌گوید در بلندمدت، تفاوت تورم دو کشور تقریباً برابر تغییر نرخ برابری پول آن‌هاست. این قاعده در افق ده‌ساله تقریباً کار می‌کند و در افق یک‌ساله تقریباً هیچ‌وقت. دلیلش ساده است: در کوتاه‌مدت، جریان سرمایه و انتظارات بسیار قوی‌تر از تفاوت تورم عمل می‌کنند.

افق زمانیعامل غالبقابلیت پیش‌بینی
روزانه تا هفتگیخبر و هیجانتقریباً صفر
چند ماههجریان سرمایه و انتظاراتکم
چند سالهتفاوت تورم و بهره‌وریمتوسط

نتیجه عملی

اگر افق شما بلند است، به روند تورم نگاه کنید و نه به نوسان هفتگی نرخ. اگر افق شما کوتاه است، بپذیرید که در حال بازی با متغیری هستید که پیش‌بینی‌پذیر نیست و اندازه موقعیتتان را متناسب با همین واقعیت انتخاب کنید.